تبليغاتX
زندگیم زیباست.

زندگیم زیباست.

من .تو. خدا.....................کاش بیایم برای بی پناها سایه بون باشیم........

ا                                                       اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com

 

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com     اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com         اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com

 

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

 

 

 

این اهنگ و شعر مریم تقدیم به کسی که تو قلبم بود هست و تا ابد خواهد بود

 

 

اگه دلم تنگ میشه خیلی برات من ببخش

اگه نگام گم میشه تو شهر چشات من ببخش

من ببخش اگه شبا ستاره هارو میشمرم

اگه همش پیش همه بهت میگم دوست دارم

من ببخش اگه برات سبد سبد گل میچینم

من ببخش اگه شبا فقط تورو خواب میبینم

من ببخش اگه تورو میسپرمت دست خدا

اگه پیش غریبهه ا به جای تو میگم شما

من ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم

تو یک فرشته ای و من  خیلی باشم یک ادمم

من ببخش اگه فقط میخوام بشی مال خودم

ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم

+نوشته شده در دوشنبه 28 بهمن1387ساعت3:0توسط گل یاس. | |

 

گیج و حیرانم

سخت پريشانم

به دنبال نشاط خود دوانم اما گريانم

گهي با اغوش دوست كمي لبخند در قلب من است اما...

من كه ميدانم اين لبخندها چون روياي است كوتاه

گاه دلتنگ صداي شيراز ميشوم

گاه وجدانم از اين دلتنگيم غرق درد و اندوه ميشود،

خدايا پادشاه قلب من    باز پاييز و زمستان امد

فصل غمها دلتنگي من براي تك تك ادمها

فصل ياد مردگان

پدر عشقم كه او را پر از غم كرد

خدايا چه كنم گرچه مرگم باعث غم عزيزانم هست غم عشقم اما.....

من هيچ چيز ازاين دنيا نميخواهم جز كوچ به قله پا كي ها

  بين ابرهاو  تك و تنها

 اوج ديدنها 

ببينم هر كه را كه دوست دارم

ببينم كار اشنايان ،فريبها  وكلكهاشان

ببينم كه دروغن يا اينه

خدايا من نشاط خود را گم كرده ام

  هر زمان كه ميانديشم به عذابها و پادشهايت اين نشاط و شيطنت تبديل ميشود به سكوتي عميق

كاش من لال بودم كه فقط نگاه كنم دنيا را

اين رمانها و داستانهاي زيبا و غم الودرا

كه

بر سر مردم فرود ميايد

كاش اي كاش....................

 

 

 

 

 

 

 غم و اندوه مجالم ده

خواب و كابوس مجالم ده

عشقهاي الكي دست برداريد از سرم

من به مجنون خودم پايبند پايبندم

گرچه ليلي خوش اوازي نيستم در برش

گرچه فكرم نيست فقط بالو پرش

اما

من به وجدان خودم راست ميگويم

من به دنياي دگر ميانديشم

به روياي دگر

به فردايي دگر

هيچ نميخواهم ارزو داشتن را در اين دنياي بي فرجام

 

من به خدايي دگر ميانديشم

خدايي كه نيست اينچنين مخفي

در كنارم هست

من در اغوشش چون نور

شاد و خندانم

ايمن و اسوده از عشق و عشق بازي هاي دنيايي.......

 

عشق

من

چشماي خيس من اين چشمه هاي غم ديونه ي توان

اي رود مهربون از روز وصلمون چيزي بگو به من

 

  

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

+نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387ساعت10:11توسط گل یاس. | |

من به آغاز زمین نزدیکم*


نبض گل ها را می گیرم


آشنا هستم با سرنوشت تر آب عادت سبز درخت


روح من در جهت تازه اشیا جاری است


روح من کم سال است


روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد


روح من بیکاراست

 

 


قطره های باران را ‚ درز آجرها را می شمارد


روح من گاهی مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد

 

 

زیرباران بايد رفت


فکر را خاطره را زیر باران باید برد


با همه مردم شهر زیر باران باید رفت


دوست را زیر باران باید برد


عشق را زیر باران باید جست  

 

 

 


بدل کنید به یک ارتباط گمشده پک


و در تنفس تنهایی


دریچه های شعور مرا به هم بزنید


روان کنیدم دنبال بادبادک آن روز


مرا به خلوت ابعاد زندگی ببرید


حضور هیچ ملایم را


به من نشان بدهید

 

 


صدای پای تو آمد خیال کردم باد


عبور می کند از روی پرده های قدیمی
 


صدای پای ترا در حوالی اشیا


شنیده بودم


کجاست جشن خطوط ؟


نگاه کن به تموج ‚ به انتشار تن من


من از کدام طرف می رسم به سطح بزرگ ؟

 


دلم عجیب گرفته است


خیال خواب ندارم


کنار پنجره رفت


و روی صندلی نرم پارچه ای


نشست


هنوز در سفرم


خیال می کنم


در آبهای جهان قایقی است


و من ‚ مسافر قایق ‚ هزارها سال است


سرود زنده دریانوردهای کهن را


به گوش روزنه های فصول می خوانم


و پیش می رانم


مرا سفر به کجا می برد ؟


کجا نشان قدم ‚ ناتمام خواهد ماند


و بند کفش به انگشت های نرم فراغت

 

 


 

صبح ها وقتی خورشی در می

 

 اید متولد بشویم *


هیجان ها را پرواز دهیم


روی ادرک ‚ فضا ‚ رنگ صدا پنجره گل نم بزنیم


آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی


ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم


بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم


نام را باز ستانیم از ابر


از چنار از پشه از تابستان


روی پای تر باران به بلندی محبت برویم 

 

پی آواز حقیقت بدويم *

 

 

 

 

زندگی رسم خوشایندی است *


زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ


پرشی دارد اندازه عشق


زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود

زندگی جذبه دستی است که می چیند


زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است


زندگی بعد درخت است به چشم حشره


زندگی تجربه شب پره در تاریکی است


زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد 


زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد


زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست


خبر رفتن موشک به فضا


لمس تنهایی ماه


فکر بوییدن گل در کره ای دیگر


زندگی شستن یک بشقاب است


زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است

 
زندگی مجذور اینه است


زندگی گل به توان ابدیت


زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما


زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست *

 

 

 

 

مرگ پایان کبوترنیست *1


مرگ وارونه یک زنجره نیست


مرگ در ذهن اقاقی جاری است


مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد


مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید


مرگ با خوشه انگور می اید به دهان


مرگ در حنجره سرخ - گلو می خواند


مرگ مسوول قشنگی پر شاپرک است


مرگ گاهی ریحان می چیند


مرگ گاهی ودکا می نوشد


گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد


و همه می دانیم


ریه های لذت پر کسیژن مرگ است *

 

 

امروز اينجا شبها در كنارم ارام ميبويم

و تو را سرور دل،با تمام وجود ميجويم

دست خود را براي نوازش سوي موهاي لطيفت دارم

من تو را اي همسرم، مصطفي برترم از صميم قلب بعد از اين ميپرستم و با نام خدا ميبوسم.

عشق خود را نصيبت ميكنم

از نوازشهاي خود من تا ابد سير سيرت ميكنم

من مطيع و رام دستان توام اي همسرم.

برترين مرد جهان تاج سرم

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت7:14توسط گل یاس. | |